ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1657
سفرنامه شاردن ( فارسى )
[ ادامه شرح سازمان سياسى و نظامى و كشورى ايران ] [ ادامه فصل پانزدهم ] [ ادامه سليمان - سومين از نظر نام ] كه وضع طبيعيش براى پهلو گرفتن كشتيهاى تجارى بسى مناسبتر از هرموز است منتقل كرد . هوبردولرس Hubert de Lairesse به جاى هنرى وان و يك Henry Von - Wick كه سه چهار ماه پيش درگذشته بود به ايران آمده بود . وى پس از اين كه امور محوله را با درايت و هوشمندى انجام داد مصمّم بود چهارم اكتبر باز گردد ولى مرگ ناگهانى شاه عباس دوم و جانشينى شاه صفى دوم ، و دگرگونى اوضاع نه تنها مايهء دنبال افتادن سفرش شد بل كه وى را سخت متأثر و متحسّر كرد ، زيرا افزون بر اين كه به پادشاه فقيد به حدّ پرستش حرمت مىنهاد ، و از صميم قلب هوادارش بود ، از او مردميها و مهربانيها ديده بود ، و از مراحم كريمانهاش بهرهها يافته بود ، و همهء موفقيتهايى كه پس از سفر طولانى و دراز مدت و پر مشقت كسب كرده بود بىهوده مىماند . و امتيازاتى كه پس از خرج كردن بسيار به دست آورده بود جملگى ضايع و باطل مىشد . وى وقوف كامل داشت كه بر اثر وقوع اين حوادث زيانهاى بزرگى به كمپانى وارد مىشود ، و اگر پادشاه كنونى موافقت نامهها و احكام پادشاه فقيد را تأييد و تصديق نكند وى ناچار است به اميد گرفتن احكام تازه به نمايندگى از طرف كمپانى شرفياب شود ، و در اين صورت نيز معلوم وى نيست كه آيا بر اثر بىتجربگى و جوانى پادشاه ، و اغراض شخصى درباريان موفق به دريافت امتيازات مورد نظرش خواهد شد يا نه . اين انديشههاى يأسانگيز وى را رنجه مىداشت ، اما چون به هر روى ناچار به اقدام بود پس از مشورت با همراهان خود تصميم كرد هرچه زودتر و پيش از ديگر اروپاييان به پابوسى شاه برود ، و از او تصويب و تأييد احكامى را كه شاه فقيد به كمپانى و ملت هلند اعطا فرموده بود استدعا كند . پس از اين كه صبحگهان بدين مهم تصميم كرد بعد از ظهر مترجم كمپانى را براى كسب اجازهء شرفيابى نزد تفنگدارباشى فرستاد . زيرا وى يگانه كسى بود كه مىتوانست براى سفير اجازهء شرفيابى بگيرد و شاه دربارهء كليّه امور با وى راى مىزد . سفير به مترجم سپرد كه پس از تبليغ عرض سلام و مراتب حرمتگزارى به تفنگدارباشى بگويد كه آوازهء توانمندى كمپانى را كه به همه جا رسيده و فروغ شهرتش را كه به همه جا تابيده ( اين اصل دو عبارتى است كه به كار رفته ) به شرف عرض اعليحضرت همايونى برساند ، و نظر لطف و عنايت وى را به پاداش